شب یلدا و تفالی با حافظ- مبـــــــــــــــــــارکتان بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد

خرید بک لینک

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
علاج کی کنمت آخرالدوا الکی
ذخیره ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار
که می رسند ز پی رهزنان بهمن و دی
چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو
منه ز دست پیاله چه می کنی هی هی

شکوه سلطنت و حسن کی ثباتی داد
ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی
خزینه داری میراث خوارگان کفر است
به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و نی
زمانه هیچ نبخشد که بازنستاند
مجو ز سفله مروت که شیه لا شی
نوشته اند بر ایوان جنه الماوی
که هر که عشوه دنیی خرید وای به وی
سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست
بده به شادی روح و روان حاتم طی
بخیل بوی خدا نشنود بیا حافظ
پیاله گیر و کرم ورز و الضمان علی

غزل شماره 430

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 23:47 توسط غلامحسین امانت|

EXbloglor.comEX<-m-><-mm->amanat.blogfa.com<-mmm-> رویای ما...

ما را در سایت رویای ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ghg بازدید: 364 تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 15:12

صفحه بندی