
روایت شده است در حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی بزرگ میساختند. اما چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام میدادند.
پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه! کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر...!!!
....

EXparsbloger.comEX<-m->http://esmaeiliteacher.blogfa.com/post/28<-mm->حکایت ایراد پیرزن به مناره مسجد و تدبیر معمار<-mmm-> رویای ما...
ما را در سایت رویای ما دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ghg
بازدید: 124
تاريخ: 8 دی
1391 ساعت: 11:14