دعایت میکنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لبهای عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شبها
بخوانی نغمهای با مهر
دعایت میکنم، در آسمان سینهات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت میکنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بستهات، جاری شود با مهر
دعایت میکنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت میکنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازشهای بارانی
دعایت میکنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت میکنم، روزی دلت بیکینه باشد، بیحسد
با عشق، بدانی جای او در سینههای پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینهات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت میکنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و با او بگویی
بی تو این معنای بودن، سخت بیمعناست
(فرستاده شده توسط یکی از دوستان)
EXparsbloger.comEX<-m->http://sahel272.blogfa.com/post-653.aspx<-mm->دعایت میکنم<-mmm-> رویای ما...
ما را در سایت رویای ما دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ghg
بازدید: 120
تاريخ: 8 دی
1391 ساعت: 11:02